![]() |
وقتی یاس ها بوی یآس می دهند |
![]() |
| .::همیشه با منی اما بی من... باشد روزی که حتی بی من با من باشی::. |
|
تنهایی
|
|
تنهايی گفت: تنهايی ام را به بهای عشق می فروشم. کيست که از من قدری تنهايی بخرد؟ هيچ کس پاسخ نداد گفت:تنهايی ام پر از رمز و راز است، رمز هايی از بهشت. راز هايی از خدا. با من گفت و گو کنيد تا از حيرت برايتان بگويم هيچ کس با او گفت و گو نکرد و او ميان اين همه تن ، تنها فانوس کوچکش برداشت و به غارش رفت. غاری در حوالی دل. می دانست آنجا هميشه کسی هست. کسی که تنهايی می خرد و عشق می بخشد او به غارش رفت و ما فراموشش کرديم و نمی دانيم که چه مدت آنجا بود سيصد سال و نه سال بر آن افزون؟ يا نه، کمی بيش و کمی کم. او به غارش رفت و ما نمی دانيم چه کرد و چه گفت و چه شنيد؛ و نمی دانيم آيا در غار خوابيده بود يا نه؟ اما از غار که بيرون آمد بيدار بود، آنقدر بيدارکه خواب آلودگی ما بر ملا شد. چشم هايش دور خورشيد بود، تابناک و روشن؛ که ظلمت ما را می دريد از غار که بيرون آمد هنوز همان بود با تنی نحيف و رنجور. اما نمی دانم سنگينی اش را از کجا آورده بود، که گمان می کرديم زمين تاب وقارش را نمی آورد و زير پاهای رنجورش درهم خواهد شکست از غار که بيرون آمد، با شکوه بود. شگفت و دشوار و دوست داشتنی.اما ديگر سخن نگفت.انگار لبانش را دوخته بودند، انگار دريا دريا سکوت نوشيده بود و اين بار ما بوديم که دنبالش می دويديم برای جرعه ای نور.برای قطره ای حيرت. و او بی آنکه چيزی بگويد، می بخشيد؛بی آنکه چيزی بخواهد
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 5:58 PM توسط دخترک آسمان آبی |
|
|
ناب ترین شعر جهان
|
|
|
2 نوشته شده در
شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 5:33 PM توسط دخترک آسمان آبی |
|
|
گریز
|
|
من گریزانم از این خسته ترین شکل حیات
و از این غربت تلخ که به اجبار به پایم بستند
می گریزم از شب می گریزم از عشق و تو ای پاک ترین خاطره ها همه جا در پی تو می گردم
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:18 AM توسط دخترک آسمان آبی |
|
|
سال نو مبارک یا شایدم تسلیت؟!
|
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 9:56 AM توسط دخترک آسمان آبی |
|
|
برای تو...
|
|
معیارهای بزرگی برای خودت در نظر بگیر . تو لیاقت بهترین ها را داری . برای به دست آوردن آنچه که خواهان آن هستی تلاش کن و هرگز به کمتر از آن قانع نشو . به خودت ایمان داشته باش . مهم نیست چه چیزی را انتخاب کرده ای ، در فکرت همیشه پیروز باش . به این ترتیب هیچوقت بازنده نخواهی بود . به سرنوشت خود فکر کن . اگر راهی را به اشتباه رفتی نگرانی به دل راه نده ، چون آنچه مهم است تجربه ای است که آموخته ای . همه آنچه را که در خور توست با خود همراه کن تا به همه آنچه که در توان توست تبدیل شوی . اگر بعضی افراد بی منظق و خود محورند : از باید ها بپرهیز چون خوشحالی تو در گرو انعطاف است هر فلج مادرزادی ، اگر قهرمان دوی سرعت نشود خودش مقصر است چقدر فاصله بین دو عمل دور است : عملی که لذتش می رود و کیفر آن می ماند و عملی که رنج آن می گذرد و پاداش آن ماندگار است |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 4:34 PM توسط دخترک آسمان آبی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |